میز غذا خوری
از اونجائیکه شما اصلا تمایلی به غذا خوردن نشون نمیدی هر بار مکان غذا خوردنتون عوض میشه
یه مدت جلو کلبه میخوردی با اسباب بازیهای داخلش سرگرم بودی منم با خیال راحت بهت غذا میدادم
یه مدت هم خیلی آقا شده بودی کنار سفره بدون اینکه بیای وسط سفره و ریختو پاش کنی فقط با بطری آب بازی میکردی یا یه تیکه سبزی میدادم دستت اونو میخوردی منم وسطش بهت غذا میدادم
یه مدتی هم فقط جلو کشو غذا میخوردی یا کشو آشپزخونه یا کشو کمدت
و اما این بار سینک ظرفشویی رو بعنوان میز غذا خوری دوست داری خب کاریش هم نمیتونم بکنم وقتی به آسونی غذا نمیخوری مجبورم دنبال راه حل باشم
یبار گذاشتمت اونجا آب بازی کنی همینطوریکه سرگرمبودی گفتم ببینم غذا میخوره دیدم ماشالا یه عالمه غذا خوردی دیگه از از اون روز هر بار میخوام بهت غذا میدم میذارمت اونجا هم آب بازی میکنی هم سیر میشی

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


میز غذا خوری 



