پاتوق
سلام نفس مامان
الهی قربونت بشم که شدی همه ی زندگی مامان
خب لابد پیش خودت میگی چقدر مامانم خجستست آخه این موقع شب وقت وبلاگ اومدنه!! :))
امروز درگیر گردو بادوم شما پسملی بودم که آسیاب کنم برای غذاتون برای همین تو روز نتونستم سحری درست کنم بعد از افطارم جات خالی رفتم حموم آب بازی :> برای همین الان مشغول حاضر کردن سبزی پلو با ماهی هستم گفتم تا برنج دم بکشه بیام پاتوق همیشگی 
مامانی نمیدونی این وبلاگت چه آرامشی برام داره یه جورایی دلم میخواد اگه وقت کنم هر روز بیام اینجا ، خاطره با شما قندعسل هم که زیااااااده
عزیزکم تقریبا هر روز بیشتر از روز قبل سعی میکنی حرف بزنی در واقع هر چیزی میگیم یه کلمشو خوشت بیاد با اصوات خودت اونو به زبون میاری فدای زبون کوچولوت موش موشی
مثلا : یه روز پشه اومده بود خونه من پشه رو رد کردم گفتم کیششش شما هم گفتی دیششش
یکروز عزیز هی بهت میگفت چرا دقیقا همون چرا رو تلفظ کردی که کلی دلمون قنج رفت برات
امشب هم من گفتم ایشش شما هم سریع گفتی ششش
کلا ش گفتنت ملس ِ
عین خودت 


پاتوق 
