عارف جونعارف جون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره

کودکانه های محمدعارف

18 ماهگی

1393/7/20 14:21
نویسنده : رفیق
146 بازدید
اشتراک گذاری

بالاخره تونستم بعد از مدتها بیام زبان 

 

دوشنبه شب 14 مهر رفتیم اراک که صبحش بریم قدو وزن و واکسن ، خدارو هزار مرتبه شکر این ماه خیلی خوب رشد کرده بودی جشن

 

قدت : 82           وزنت : 700-11 

 

ولی واکسنت رو همون روز نزد و گفت چهارشنبه بیایید برای همین منو شما اراک موندیم و بابا رفت تفرش

 

تقریبا ساعت 10 واکسن هات انجام شد تا 1 اذیت نشدی ولی ساعت 1 به بعد واااااای خیلی درد داشتی اصلا از بغل پایین نمیومدی و پات هم باید یه جوری تو دستمون میگرفتیم که تو فشار نباشه خیلی خیلی درد داشتی

 

شبش بابا اومد تا ساعت 2 خوابیدی رو زمین ولی 2 به بعد نوبتی با بابایی سرپا تو بغل نگهت داشتیم تا بتونی بخوابی آخه رو زمین نمیموندی فکر کنم میترسیدی ، شب تبت کمی بالا رفته بود

 

فردا صبح چند قدمی میرفتی ولی با احتیاط کامل پاتم خیلی قشنگ رو زمین میکشیدی خیلی بامزه میشدی خندونک

 

خدارو شکر این واکسنت هم به بخیر گذشت و دیگه تا 6 سالگی واکسن نداری خوشمزه اون موقع دیگه حسابی برای خودت مردی شدی 

 

خودم واکسن 6 سالگیمو یادمه وقتی داشتن به دستم میزدن منم بدون هیچ ترسو گریه ای داشتم نگاه میکردم قشنگ یادمه خانومه بهم گفت چه خودشم نگاه میکنه خندونک

 

الان خداروشکر روبراهی فقط از وقتی واکسن زدیم حتی یک وعده غذا نخوردی ( اینم از عوارض واکسن ِ )

پسندها (1)

نظرات (0)