عارف جونعارف جون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 12 روز سن داره

کودکانه های محمدعارف

پروژه از شیر گرفتن

1394/3/20 16:01
نویسنده : رفیق
196 بازدید
اشتراک گذاری

کلی در این مورد اول تحقیق کردم که چطور میتونم به بهترین شکل که کمتر اذیت بشی از شیر بگیرمت و به این رسیدم که هر چی تدریجی باشه بهتره و آرامش بچه بیشتر میشه

 

که 25 فروردین این کار مهم کلیک خورد ساعت 1 ظهر بود که گفتم اول شیر روزشو قطع میکنم بعد یک هفته ده روز شبش رو قطع میکنم کلی با خدا مناجات کردم گریه کردم کمک خواستم ازش و تربت امام حسین (ع) بهت دادم و باهم شروع کردیم

 

روز اول : تا ساعت 3 عصر یعنی زمان خوابت خوب بودی ولی از اون به بعد قاط زدی رختخوابا رو ریختی پایین میرفتی روش و قِل میخوردی میفتادی زمین و غش غش میخندیدی تا اینکه ساعت 5 خوابت برد تا 7  .

 

شب هم برای خواب قصدم این بود بدون شیر بخوابی ولی اگه تو خواب بیدار شدی بهت شیر بدم ( این بود تز تدریجی من :)) )و خوشبختانه شب راحت خوابیدی سرتو گذاشتی رو سینه مامان و خوابت برد راستش دلمم برات سوخت تا صبح دوبار بیدار شدی که بهت شیر دادم ولی از 8 صبح به بعد خیلی بیدار شدی تقریبا نیم ساعت یکبار

 

روز دوم : تا بیدار شدیم سریع صبر زرد زدم  - صبحانه خوردی - سی دی دیدی - نهار خوردی - اصلا تو روز نخوابیدی - با بابایی رفتی نون و خوراکی خریدی  و اما شب یعنی 8 به بعد حسابی بهونه گیر شدی و کلی هم نق زدی گریه کردی و ما هم صبر صبر صبر

 

روز سوم وچهارم : مهمان داشتیم  و من مجبور و لازم دیدم یکی دوباری تو روز شیرت بدم و شبها هم با شیر بخوابی 

 

و اما شنبه یعنی 29 فروردین هم صبح و هم شب ترک شد. دلشکسته  بوس

 

خیلی سخت بود برای جفتمون . ولی کلا 4 شب اذیت کردی و موقع شیر خوردنت بیدار میشدی گریه میکردی و تو هیچ حالتی آرامش نداشتی و گریه میکردی ( نشسته - سرپا - رو پا - رو لِل ( بقول خودت )- بغل بابا - بغل من ) و حدودا دو تا سه بار تو شب بیدار میشدی و هر بار نیم ساعت 40 دقیقه ای طول میکشید تا دوباره خوابت میبرد

 

خدا رو شکر این موضوع تا 4 شب ادامه داشت و راحت با این قضیه کنار اومدی و شبهای فوق العاده رو با هم گذروندیم ( 4 شب گذشت ولی من فکر میکردم 10 - 15 روزی طول کشیده خنده )

 

یاد ِ شیر خوردنات و شیر دادن ها بخیر ...

 

ولی عزیزم خیلی چیزا جایگزین شیر شد محبت بینمون خیلی خیلی بیشتر شد و شبها با قصه و لالایی تو بغلم با نوازش موهای سرت خوابت میبره این یعنی همون چیزی که آرزوشو داشتم و دارم کلا رابطه مادر فرزندیمون خیلی بهتر شد. خنده

الحمدالله. 

 

       

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان زهره
24 خرداد 94 12:39
خسته نباشی ،منم واقعا دلم برای حسی که موقع شیر دادن داشتم تنگ میشه
رفیق
پاسخ
اوهوم