بالاخره رفیق من راه افتاااااد
شاخ نبات مامان رااااااااه میره هورااااااااااا تشووووویق ![]()
از 17 خرداد 93 تاتی تاتی کردن رو شروع کردی نفسی![]()
همون روز راهی اراک شدم چون بابا هفته بعدش امتحان داشت و گویا امتحان سختی هم بود برای همین تصمیم گرفتم برم اراک تا بیشتر بتونه درس بخونه
به عزیز گفتم صبح چند قدمی تاتی کرده دیگه عزیز ول کنت نبود همش باهات تمرین میکرد میگفت پس بذار یهو راه رفتنش تقویت بشه
انقدر راه رفتنت ریزه ریزه بودو یهویی که نتونستم از اولین راه رفتنت عکس یا فیلمی داشته باشم
ولی هنوز نمیتونی خودت از رو زمین بلند بشی و تو راه رفتن هم خیلی عجله میکنی و زیاد هم زمین میخوری طفلکم *:
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بالاخره رفیق من راه افتاااااد 

